قرآن:کلام راستین ومحکم(ادبستان خدا)
خدايا به حق زهرا(س) توفيقي به من عنايت بفرما تا كاري رو كه شروع كردم خالصانه به پايان برسانم
|
say: come i will recite what your lord has forbidden to you-- (remember) that you do not associate anything with him and show kindness to your parents, and do not slay your children for (fear of) poverty-- we provide for you and for them-- and do not draw nigh to indecencies, those of them which are apparent and those which are concealed, and do not kill the soul which allah has forbidden except for the requirements of justice; this he has enjoined you with that you may understand (151) |
|
قُلْ تَعَالَوْاْ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَكُم مِّنْ إمْلاَقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿151﴾ |
|
and do not approach the property of the orphan except in the best manner until he attains his maturity, and give full measure and weight with justice-- we do not impose on any soul a duty except to the extent of its ability; and when you speak, then be just though it be (against) a relative, and fulfill allah's covenant; this he has enjoined you with that you may be mindful; (152) |
|
وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿152﴾ |
|
and (know) that this is my path, the right one therefore follow it, and follow not (other) ways, for they will lead you away from his way; this he has enjoined you with that you may guard (against evil) (153) |
|
وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿153﴾ |
|
again, we gave the book to musa to complete (our blessings) on him who would do good (to others), and making plain all things and a guidance and a mercy, so that they should believe in the meeting of their lord (154) |
|
ثُمَّ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ تَمَامًا عَلَى الَّذِيَ أَحْسَنَ وَتَفْصِيلاً لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَّعَلَّهُم بِلِقَاء رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ ﴿154﴾ |
|
and this is a book we have revealed, blessed; therefore follow it and guard (against evil) that mercy may be shown to you (155) |
|
وَهَذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿155﴾ |
|
lest you say that the book was only revealed to two parties before us and we were truly unaware of what they read (156) |
|
أَن تَقُولُواْ إِنَّمَا أُنزِلَ الْكِتَابُ عَلَى طَآئِفَتَيْنِ مِن قَبْلِنَا وَإِن كُنَّا عَن دِرَاسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ ﴿156﴾ |
|
or lest you should say: if the book had been revealed to us, we would certainly have been better guided than they, so indeed there has come to you clear proof from your lord, and guidance and mercy. who then is more unjust than he who rejects allah's communications and turns away from them? we will reward those who turn away from our communications with an evil chastisement because they turned away (157) |
|
أَوْ تَقُولُواْ لَوْ أَنَّا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَى مِنْهُمْ فَقَدْ جَاءكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِآيَاتِ اللّهِ وَصَدَفَ عَنْهَا سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُواْ يَصْدِفُونَ ﴿157﴾ |
|
they do not wait aught but that the angels should come to them, or that your lord should come, or that some of the signs of your lord should come. on the day when some of the signs of your lord shall come, its faith shall not profit a soul which did not believe before, or earn good through its faith. say: wait; we too are waiting (158) |
|
هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن تَأْتِيهُمُ الْمَلآئِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ لاَ يَنفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْرًا قُلِ انتَظِرُواْ إِنَّا مُنتَظِرُونَ ﴿158﴾ |
|
surely they who divided their religion into parts and became sects, you have no concern with them; their affair is only with allah, then he will inform them of what they did (159) |
|
إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَكَانُواْ شِيَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ ﴿159﴾ |
|
whoever brings a good deed, he shall have ten like it, and whoever brings an evil deed, he shall be recompensed only with the like of it, and they shall not be dealt with unjustly (160) |
|
مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَن جَاء بِالسَّيِّئَةِ فَلاَ يُجْزَى إِلاَّ مِثْلَهَا وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ ﴿160﴾ |
|
say: surely, (as for) me, my lord has guided me to the right path; (to) a most right religion, the faith of ibrahim the upright one, and he was not of the polytheists (161) |
|
قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿161﴾ |
|
say. surely my prayer and my sacrifice and my life and my death are (all) for allah, the lord of the worlds; (162) |
|
قُلْ إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿162﴾ |
|
no associate has he; and this am i commanded, and i am the first of those who submit (163) |
|
لاَ شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ ﴿163﴾ |
|
say: what! shall i seek a lord other than allah? and he is the lord of all things; and no soul earns (evil) but against itself, and no bearer of burden shall bear the burden of another; then to your lord is your return, so he will inform you of that in which you differed (164) |
|
قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَبْغِي رَبًّا وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ وَلاَ تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلاَّ عَلَيْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَى رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ﴿164﴾ |
|
and he it is who has made you successors in the land and raised some of you above others by (various) grades, that he might try you by what he has given you; surely your lord is quick to requite (evil), and he is most surely the forgiving, the merciful (165) |
|
وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلاَئِفَ الأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿165﴾ |
سوال :
خداوند تبارک و تعالی پنج وقت نماز را در آیات مشروحه زیر کاملا روشت بیان فرموده –حضرت علی (ع) هم در نهج البلاغه می فرماید:نماز عصر را وقتی بخوانید که تا غروب می توان دو ساعت راه پیمود و نماز عشاء را وقتی بخوانید که یک سوم از شب بگذرد.همه ما هم قبول داریم نماز را حتی الامکان باید اول وقت بجا آورد .ولی ما شیعیان نماز عصر و عشاء را هنوز وقت صحیح آن وارد نشده میخوانیم .علت اینکه مراجع عظام تقلید که به این نحو دستور داده اند چیست؟چرا دستورات قرآن و حضرت علی (ع) را که 23 سال با پیغمبر اکرم (ص) نماز خوانده اند در نظر نگرفته اند ؟در آیه 77 سوره مبارکه بنی اسرائیل به پنج وقت نماز اشاره شده ،آیه 31 و 32 سوره مباکره ص"حضرت سلیمان (ع) نماز عصر را قضا می کند الی آخر آیه ...آیه 57 ئ 58 سوره مبارکه نور
در آیه 78 سوره اسراء "اقم الصلاة لدلوک الشمس الی غسق اللیل و قرآن الفجر ان قرآن الفجر کان مشهودا" دلوک شمس آنگونه که جواهری تصریح می کند زوال است و اابن عباس هم به همین قائل است ."غسق اللیل"هم اول ظلمت شب است ،یعنی وقتی که شفق از بین می رود و از این رو جوهری می گوید ،غاسق اللیل وقتی است که شفق غایب می شود و بعضی دلوک را به غروب معنی کرده اند،در این صورت نماز ظهر و عصر از آیه خارج می شود ولی فخر رازی می گوید :دلوک شمس همان زوال تا غروب ،و نمازی هم بین زوال شمس و غروب نیست مگر ظهر و عصر،پس این محدوده وقت برای هر دو نماز است و هیچ وقت مشخصی برای ظهر و عصر در آیه تعیین نشده ،و دلوک به معنای زوال در روایت صحیح زراره از امام باقر (ع) آمده است و نیز آیه دیگری هست که جنابعالی ذکر نکرده اید ولی فقها شیعه رضوان الله علیهم ذکر کرده اند"اقم الصلاه طرفی النهار"هود/114 و مراد از یک طرف فجر است چه اینکه طرف اول روز(نهار )است و ظهر و عصر در طرف دوم است چون روز ،وسط دارد که همان زوال است و طرف اول از طلوع فجر تا زوال است و در این مدت نیست مگر نماز صبح تا طلوع آفتاب به دلیل خارج از آیه و طرف دوم از زوال است تا غروب خورشید و در این مدت هم جز نماز ظهر و عصر نماز دیگری واجب نیست .پس از این آیه هم وقت خاص استفاده نمی شود .در آیه31 و 32 سوره ص هم از خود ایه دلالتی به نمازخواندن حضرت سلیمان (ع) نیست و آنچه در آیه آمده ذکر است وذکر اعم از نماز است ولی در تفاسیر داستان نماز حضرت سلیمان (ع) وارد شده که باید با بررسی اسناد آن حکم قطعی صادر کرد،علاوه بر اینکه نماز پنجگانه به صورت فعلی در شب معراج برای پیامبر وحی شده.اما آیه 58 سوره نور فقط لفظ ظهر و عشاء آمده و در رابطه با تعیین وقت سخنی به میان نیامده و آیه 57 هم اصلا" در رابطه با نماز نیست.
اما در رابطه با فرمایش حضرت علی علیه السلام در نامه 52 نهج البلاغه اولا: در منهاج البراعه ج 20/ص 152 می گوید:" ظاهر این است که این دستور در رابطه با تشریع اوقات نماز نیست به نحویکه بتوان وقت شرعی را با این دستور ثابت کرد (چون دستور حکومتی و خاص امیران است ) چرا از این دستور استفاده می شود که اقامه نماز در این اوقات مقرون به فضیلت و مناسب با حال امت است" وثانیا:در ابتدا گفتیم بیان اوقات خمسه از روایات استفاده می شود نهج البلاغه هم یکی از این روایات است چون همه اش مسند است ولی روایات صحیح دیگری هم به این مضمون وارد شده است "اذا زالت الشمس دخلت الوقتان الا انّ هذه قبل هذه" و شاید دلیل این که فقهای شیعه به آنچه در نهج البلاغه آمده عمل ننموده اند به این دلیل بوده که روایت توقیت وارده در نهج البلاغه موافق عامه است و همین باعث شده که به این روایت توجه ننموده و به روایات دیگر در تبیین اوقات خاصه تکیه کرده اند .والله العالم.
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2008-2010 © by quran1441.blogfa.com
Design This Web By Noleek ™ @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM